مدرسه هوشمند مدرسهاي فيزيکي است که کنترل و مديريت آن، مبتنيبر فناوري رايانه و شبکه انجام ميگيرد و محتواي اکثر دروس آن الکترونيکي و سيستم ارزشيابي و نظارت آن هوشمند است.
در چنين مدرسهاي يک دانشآموز هوشمند، با صرف وقت بر روي موضوعات بهشکل مستمر، منابع و قابليتهاي اجرايي خود را توسعه و تغيير ميدهد و اين نکتهاي است که به مسؤولان مدرسه اجازه ميدهد تا با توجه به تغييرات بهوجود آمده و افزايش سطح اطلاعات دانشآموزان، آنها را براي اخذ اطلاعات جديد آماده نمايند.
هدف از ايجاد اينگونه مدارس عبارتست از:
رشد همه جانبه دانشآموزان (ذهني ، جسمي ، عاطفي و رواني)
ارتقاء تواناييها و قابليتهاي فردي
تربيت نيروي انساني متفکر و آشنا به فناوري
افزايش ارتقاء و مشارکت مردمي
نقش معلمان و دانشآموزان
آموزگاران و دانشآموزان در اين مدارس نقش و وظيفه خاصي بهعهده ميگيرند.
دانشآموزان، ميآموزند که چگونه اطلاعات را پردازش کنند و بهکار ببندند، آنها تفكر مصمم و جدي را آموزش ميبينند و درباره هرآنچه آموختهاند، ميانديشند. همچنين از دانش خود در زندگي روزمره بهره ميگيرند. از توانايي استفاده بهينه از فناوري شبکه برخودار بوده و امکان دستيابي به منابع اطلاعاتي ملي و جهاني را خواهند داشت و ميتوانند باساير دانشآموزان، معلمان و مردم دنيا ارتباط متقابل برقرار کنند.
آموزگاران، از يکسو راه را براي فعاليت هر چه بيشتر دانشآموزان مستعد، هموار مينمايند و از سوي ديگر به ساير دانشآموزان اين امکان را ميدهند که خودشان در فرايند يادگيري سهيم باشند. اهداف توسط معلمان شناسايي شده و سپس سمت و سوي حرکت دانشآموزان مشخص ميشود. در کل ميتوان گفت هدايت و رهبري پيشرفت و ترقي دانشآموز وظيفه اصلي معلم در مدرسه هوشمند است.
قسمت آخر
مدارس هوشمند، کليد دستيابي به فناوريهاي نوين
معلمين اين نوع مدارس بايد چگونه باشند؟
معلمين مدارس هوشمند الزامي به متخصص بودن در حوزه IT ندارند بلکه بايد بتوانند از سيستم اين مدرسه مطلع باشند و از امکانات آن خوب استفاده کنند. به عنوان مثال يک معلم اين نوع مدارس بايد خوب بداند که منابع در کجاها وجود دارند که وقتي دانشآموز سوالي مطرح کرد وي را به منابع مورد نظر راهنمايي کند.
آگاهي از IT توسط معلمان چه تاثيري ميتواند براي ارتفاع سطح کيفي مدارس داشته باشد؟
هدف آموزش و پرورش در هزاره سوم سوق دادن فضاي آموزشي به سمت آموزش کارآفريني است لذا بدون وجود اينترنت و دسترسي به ابزار فناوري اطلاعات و ارتباطات امکان رسيدن به اين هدف وجود ندارد لذا لازم است تمام معلمين عزيز و گرامي ما اينترنت را ابزار يادگيري خود و انتقال تجربيات خود به ديگران بدانند و کل جهان را خانوادهاي ببينند که ميتواند تجربيات خود را از هر کشوري به کشور ديگر انتقال دهد. وظيفه معلم در هزاره جديد آن است که آشنايي با اينترنت و زبان انگليسي را جزو برنامههاي کليدي و اساسي خود قرار دهد.
استفاده از دانش روز و اطلاعات اينترنت چگونه در مدارس امکانپذير ميشود؟
توسعه ICT (فناوري اطلاعات و ارتباطات) در حوزه آموزش و پرورش بايد به سمت مدرسه محوري هدايت شود زيرا در نهايت اين دانشآموزان هستند که ميبايد از طريق مدرسه خود به ساير نقاط و منابع اطلاعاتي در اطراف جهان وصل شوند بنابراين اگر مدرسه وب سايت مناسب داشته باشد و تمام درسها و تستها و ابزار کمک آموزشي نرمافزاري خود را بر روي آن قرار دهد که دانشآموزان بتوانند با ارتباط به وب سايت نياز اطلاعاتيشان را برطرف نمايند بهترين حالت خواهد بود. متاسفانه در بعضي مدارس ما کامپيوتر و امکان دسترسي به اينترنت هست ولي هزينهاي براي ايجاد يک وب سايت و توليد محتوا و به روزرساني آن وجود ندارد که اين يک چالش عمده است که بايد هر چه زودتر حل شود.
براي آمادهسازي بچهها در مقطع زير دبستان و دبستان براي ورود به مدارس هوشمند چه کارهايي لازم است؟
در کشور ما هنوز در حوزه توسعه آموزش و پرورش و حتي آموزشهاي عالي سياستگذاري مشخص و درستي صورت نگرفته است لذا اولين اقدام آن است که طبق سند راهبردي توسعه ICT در وزارت آموزش و پرورش، سياست و راهبرد مشخص شود در آن صورت ميتوان فهميد که چگونه مدرسهاي هوشمند ساخت تا از زير دبستان تا آموزش عالي از آن استفاده کنند. نبود چنين راهبردها و سياستهايي باعث شده تصميمات در اين حوزه وابسته به افرادي باشد که مسئوليت قطعي اين کار را دارند و با رفتن آنها و آمدن مسئول جديد همه کارها دوباره از اول تکرار ميشود.
آموزش IT به صورت کلان و زبان انگليسي بايد جزو اولويتها و سياست کلان سيستم آموزشي کشور باشد با توجه به اين که زبان انگليسي يک زبان بينالمللي است و بسياري از مطالب موجود در اينترنت به زبان انگليسي است از طرف ديگر لزوم سوق يافتن به سمت آموزش الکترونيکي و مدارس هوشمند ما را ناچار ميسازد که اين دو مسئله را در سيستم آموزشي کشور قرار دهيم.
قسمت دوم
مدارس هوشمند، کليد دستيابي به فناوريهاي نوين
اولين مدارس هوشمند در چه کشوري و توسط چه کسي ساخته شد؟
گفته ميشود اولين مدارس هوشمند در سال 1996 در انگلستان تاسيس شد و سپس مالزي در برنامه توسعه خود در پروژه «بيست بيست» مدارس هوشمند را جزو يکي از برنامههاي اسالي خود قرار داد.
براي ايجاد مدارس هوشمند چه مسائلي بايد در نظر گرفته شود و اصولا تاسيس اين نوع مدارس نيازمند چه زيرساختها و لوازمي است؟
براي ايجاد اين نوع مدارس ابتدا بايد يک برنامه دراز مدت را مدنظر داشت به عنوان مثال مدرسهاي که امروز به نام هوشمند ايجاد ميشود ممکن است حتي بيشتر از 10 سال طول بکشد تا ابزار خود را که شامل زيرساخت ارتباطي، محتواي مناسب، آموزش معلمين، تغيير روشهاي آموزشي و فرهنگسازي والدين است کامل کند. شکل اين نوع مدارس هم از نظر فيزيکي يعني چيدمان صندليها و کلاسها و هم از نظر معماري و شکل ساختمان متفاوت است و بايد فضا به گونهاي ايجاد شود که دانشآموز به راحتي بتواند آزمايشگاهي را نيز در کنار ميز درسي خود داشته باشد. از سوي ديگر معمولا در اين کلاسها معلم نقش راهنما را داشته و بيشتر کار از طريق درگير کردن دانشآموز با مطالب انجام ميشود. اين نحوه آمزوش باعث ميشود که هر دانشآموز مطالب مورد نظر را هم از نظر تئوري و هم عملي درک نمايد و بداند که اگر در آينده به مشکلي برخورد کرد از چه جايي دسترسي به اطلاعات براي رفع مشکل خواهد داشت.
اهداف در نظام آموزشي سنتي و هوشمندانه چه تفاوتي دارد؟
در نظام آموزشي سنتي افزايش اطلاعات دانشآموز و معلمين هدف بوده است يعني نظام به دانشآموزي که وارد مدرسه ميشد بايد فقط اطلاعات ميداد و هرگز تصور اين که خود دانشآموز نيز مولد باشد وجود نداشت اما اين اهداف به کلي در حال از بين رفتن است، هدف جديد در نظامهاي آموزشي، آموزش براي اطلاعات نيست بلکه آموزش براي کارآفريني است به طوري که دانشآموز در هر مقطع زماني که مدرسه را رها نمايد بتواند وارد محيط کار شود. در کشورهاي معدودي که مدارس هوشمند دارند نتايج خوبي در اين زمينه به دست آوردهاند. در کشور ما نيز که چندين مدرسه هوشمند در چند سال گذشته راهاندازي شده فضاي فرهنگي خوبي را به وجود آورده ولي تعداد مدارس ايجاد شده در مقايسه با آنچه بايد باشد بسيار اندک است.
اين مدارس با چه مشکلات و چالشهايي روبرو هستند؟
گراني سيستمهاي آموزشي در هر سه بخش زيرساخت، توليد محتوا و نيروي انساني از مشکلات عمده و جدي آن ميباشد. در زيرساخت هنوز شبکه پرسرعت اينترنت، آن گونه که در کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه هست در کشور ما وجود ندارد در همين حوزه نبود نرمافزارهاي قوي و سيستمهاي نرمافزاري مديريت آموزشي به وفور به چشم ميخورد، در بخش توليد محتوا فعاليت بسيار محدودي انجام شده که قطعات محتواهاي توليد شده پاسخگوي نيازهاي حال و آتي اين نوع مدارس نيست. شکل بعدي نبود نيروي انساني متخصص در اين حوزه است که هنوز سيستم آموزشي براي توليد چنين نيروي انساني در کشور ما تعريف نشده است لذا پيشبيني ميشود که سرعت توسعه مدارس مجازي و هوشمند در کشور ما زياد باشد اما جاي بسي اميدواري است که قدمهاي اول برداشته شده است.
(بر گرفته از سايت خبرنگار )
( به منظور بررسی آنچه در باره مدارس هوشمند در اينترنت نوشته شده مطالب منتخب با ذكر منبع منعكس می شود)
مدارس هوشمند، کليد دستيابي به فناوريهاي نوين
طاهره ساعدي
جامعه جهاني با سرعت به سمت اطلاعاتي شدن پيش ميرود و ما براي اين که از اين قافله عقب نمانيم بايد به طور مستقيم در جريان توليد اطلاعات جهاني قرار داشته باشيم و اين الزامي است که شرايط نوين دنيا ميطلبد به همين دليل فرزندان ما نيز بايد بياموزند که در جامعه اطلاعاتي چگونه ميتوانند ديتا توليد و چگونه آن را مصرف کنند. ايجاد مدارس هوشمند در همين راستا، يکي از الزامات جامعه جوان ما محسوب ميشود. با توجه به اين که تعداد محدودي از اين مدارس در شهرهاي مختلف و از جمله تهران تاسيس شده براي اطلاع از چند و چون چنين مدارسي و کارکردها و ظرفيتهاي آنان به سراغ دکتر علياکبر جلالي استاد دانشگاه علم و صنعت و عضو انجمن ايراني جامعه اطلاعاتي رفتهايم که متن اين مصاحبه از نظر شما ميگذرد.
به چه مدارسي هوشمند گفته ميشود؟
مدارس هوشمند مدارسي هستند که مباني توسعه آنها استفاده از فناوريهاي نوين اطلاعات و ارتباطات ميباشد.
دانشآموزان اين نوع مدارس چه مشخصاتي دارند؟
اين مدارس دانشآموزان را به گونهاي تربيت ميکنند که پس از فارغالتحصيل شدن به راحتي بتوانند جذب محيطهاي کاري و صنايع نوين شوند.
متاسفانه سيستم آموزشي بسياري از کشورهاي جهان در 50 سال گذشته تغييري نکرده است و عموما بر مبناي حضور فيزيکي دانشآموزان در محيط مدرسه و محدوديتهاي خاص آن متمرکز بوده است در حالي که مدارس هوشمند ميتوانند مدارس را به منازل منتقل کنند تا دانشآموز بتواند در ساعات غيرحضوري نيز که وقت مناسبي دارد فضاي آموزشي براي خود به وجود آورد. در مدارس سنتي محدوديتهاي بسياري به خصوص در زمينه دسترسي به اطلاعات وجود دارد زيرا دانشآموز فقط وابسته به کتابهاي محدود درسي و دانش چند معلمي است که با او سر و کار دارند از نظر فيزيکي نيز محيط مدرسه و کمبودهاي آموزشي ميتوانند محدوديتهاي ديگري براي آموزش سنتي باشد در حالي که در مدارس هوشمند بسياري از کمبودها از طريق شبکههاي مختلف دسترسي به اطلاعات رفع شده است. بايد يادآور شد که تفاوتهاي مدارس هوشمند و سنتي بسيار زياد است، در مدارس هوشمند معمولا محتواي درسي بر حسب توان دانشآموز برنامهريزي ميشود و در نتيجه در يک کلاس 40 نفره ممکن است 40 نوع فضاي آموزشي مهيا شود تا دانشآموزان داراي توانمندي بيشتر بتوانند از مطالب و امکانات بيشتر استفاده کنند و دانشآموزان ضعيفتر نيز در انتهاي کلاس نمانند. خودکارسازي سيستم آموزشي و رايگيري و ارزيابي وضعيت هر دانشآموز نيز از تفاوتهاي عمدهاي است که سيستمهاي مدارس هوشمند به راحتي آن را در درون خود دارند و همين طور ميتوان از طريق همين سيستمهاي خودکار نقش اوليا را در هدايت دانشآموزان افزايش داد.
بنابراين وقتي نام مدرسه هوشمند را ميبريم از مدرسهاي صحبت ميکنيم که سيستم آن براي هر دانشآموز متفاوت است و نکته مهم اين است که در اين سيستم دانشآموز اصولا ياد ميگيرد که چگونه و بدون اتکاء به ديگران از مجموعه اطلاعات جهاني بهرهمند شود.
آيا مدرسه هوشمند را ميتوان مدرسه مجازي ناميد؟
مدرسه هوشمند با مدرسه مجازي فرق دارد، مدرسه هوشمند اگر بخواهد مطلوب باشد بايد دانشآموزان در آن حضور فيزيکي داشته باشند و تفاوت آن با مدارس مجازي اين است که معمولا به مدارس از راه دور گفته ميشوند که دانشآموز و معلم ميتوانند کيلومترها از هم فاصله داشته باشند.
قسمت آخر
(برگرفته از روزنامه ايران )
در مورد سيستمهاى آموزشى نظير آموزش و پرورش ما كه كتاب محور و مبتنى بر نقش بى بديل معلم است، كارشناسان هشدار مى دهند فناورى اطلاعات حتى مى تواند سيستمهاى محافظه كار تعليم و تربيت را تشديد كند. به طورى كه معلمان علاوه بر همان شيوه كتاب محورى دانش آموزان را به سوى انبوه اطلاعات سوق دهند و معلمان از دانش آموزان بخواهند حجم بيشترى از اطلاعات را حفظ كنند. مرضيه ابراهيمى در تعريف مدارس هوشمند مى گويد: «مدرسه هوشمند مدرسه اى است كه با كمك فناوريهاى نوين سيستمهاى آموزشى و ديجيتالى هوشمند درصدد سرعت بخشى به فرآيند ياددهى، يادگيرى و بهبود مديريت به صورت كاملاً نظام يافته باشد تا انسان عصر اطلاعات قادر به پردازش و دسته بندى و استفاده بهينه از منابع فنى دانش روز با توجه به طيف گسترده آن براى كشف استعداد خود و بروز خلاقيتها باشد. در طراحى يك مدرسه هوشمند بايد به چهار فاكتور تأثيرگذار توجه كرد: عوامل محيطى(فضا و طراحى مناسب مدرسه، كلاسها و...)، عوامل اجرايى و يادگيرندگان (آموزش قبل از شروع به جهت توجيه مديران، معلمان و دانش آموزان) ۳- عامل سخت افزارى و شبكه طراحى مهندسى وسايل ارتباطى شبكه و سخت افزارى ۴- عامل مهم نرم افزار و ديجيتال. فضاى فيزيكى يك مدرسه هوشمند بايد به يك زير ساخت ارتباطى قوى مجهز باشد تا بتواند به شكل مستمر نسبت به وضعيت هاى متغير محيط عكس العمل نشان داده و خود را با آنها وفق دهد.
همچنين به همه اين اجازه را بدهد كه از منابع موجود به صورت مؤثرترى استفاده كند و امنيت و آرامش آنها را افزايش دهد. ساختمان مدرسه هوشمند دربردارنده محيطى پويا و مقرون به صرفه است كه چهارعنصر اصلى سيستم ها، ساختار، سرويس ها و مديريت در آنها يكپارچه شده و بينشان رابطه وجوددارد.
براى ايجاد يك مدرسه هوشمند و يا كلاً ورود فناورى اطلاعات به مدارس وزارت آموزش و پرورش بايد به دنبال ايجاد بانك هاى اطلاعاتى قوى و هماهنگ باشد كه بتواند شبكه آموزشى قوى و استانداردى را ايجاد كند تا خدمات محتوايى و آموزشى را به راحتى در دسترس مدرسه قرار دهد. تغذيه كننده اين شبكه آموزشى مى تواند بانك دپارتمان تحقيق و پژوهش، سازمان آموزش و پرورش و بانك استانداردهاى آموزشى باشد.
ازطرف ديگر طراحى فنى سيستم ارتباطات داخلى و تجهيزات سخت افزارى خود مدرسه جهت ايجاد امكانات مناسب براى استفاده اطلاعات آموزشى و نرم افزارى در مدرسه صورت بگيرد.
سيستم هاى ديجيتال و نرم افزارى نيز بايد داراى يك پيش زمينه و بستر دقيق مطالعاتى باشد.
استفاده از انواع نرم افزارها و محتواهاى آموزشى غيراستاندارد مى تواند لطمات جبران ناپذيرى را به بدنه آموزش وارد و يادگيرندگان را دچار سردرگمى كند. براى استفاده از سيستم ديجيتال نرم افزار بايد قدم به قدم حركت كرد و مراحل فازبندى شده و رشد را تعريف كرد زيرا يكباره رسيدن به سيستمى كاملاً هوشمند رؤيايى و بى پايه و اساس است و بر اين اعتقاديم كه در يك سيستم مدرسه هوشمند در صورتى كه برنامه ريزى شده و قدم به قدم عمل شود، هزينه ها با بهره ورى رابطه مستقيم خواهدشد و با گذر زمان با پيچيدگى فرايند روبه رو خواهيم شد.
معمارى سيستم آموزش الكترونيكى براى طراحى يك نرم افزار جامع كه بتواند خونى را در پيكره طراحى شده فضاى مدرسه هوشمند به جريان اندازد،بايد از جديدترين متدها و تكنولوژى هاى آموزشى استفاده كند كه برپايه زيرساخت هاى استانداردشده صنعتى و آموزشى با شناخت و تعريف دقيق وظايف آموزشى و ادارى سيستم برپاشده باشد.»
شرايط مناسب از نظر دست اندركاران چنين طرح هايى اين است كه معلم ديگر آموزش دهنده صرف نيست، فعاليت هاى گروهى تشويق مى شود، با تك تك دانش آموزان متناسب با توانمندى ها و استعدادهاى آنها رفتارمى شود و دانش آموزان مى توانند مواد درسى شان را ازطريق سايت هاى اينترنتى دنبال كنند. ارزشيابى نيز از شكل حافظه محورى خارج مى شود.
در مدارس هوشمند از اينترنت استفاده زيادى مى شود. ولى اين با آموزش مجازى متفاوت است. درآموزش از راه دور معلم و دانش آموز يا استاد و دانشجو ازطريق اينترنت صدا و تصوير يكديگر را دريافت مى كنند. درحالى كه در يك محيط و مكان حضور ندارند.
در باب مزاياى دانشگاههاى مجازى گفته مى شود كه تعداد دانشجويان افزايش مى يابد ولى هزينه ها كاهش مى يابد. آموزش مجازى به طوركلى به آموزش توسعه زيادى مى دهد. افزايش تعداد اين دست از دانشگاهها در سطح جهان نيز به اين باور كه بهتر است اين نوع دانشگاهها را در ايران گسترش دهيم دامن زده است.
دكتر اميرحسين جهانگير استاد دانشگاه شريف مى گويد: «تعداد استادان و ظرفيت كلاس هاى دانشگاهى در كشور ما محدود است. ازطريق اينترنت مى توان خيلى ها را آموزش داد. لازم نيست كلاس فيزيكى باشد. هركس مى تواند در خانه ازطريق رايانه آموزش ببيند، تمرين حل كند و نمره بگيرد و براساس اين نمرات به مراحل بعدى و دروس بعدى صعود كند.
به اين ترتيب در آموزش مجازى دانشگاهى در كلاس هايى شركت مى كنيد كه در خانه تان است. اين آموزش مزاياى ديگرى هم دارد مثلاً محدوديت زمانى و مكانى وجودندارد.
دانشجو انتخاب مى كند كه چه موقع و كجا از كلاس استفاده كند و چندبار از كلاس استفاده كند و به عبارتى چندبار به فايل مراجعه مى كند. تيم طراح نرم افزار هم مهم است. گرافيك و ترتيب مسائل درسى اهميت زيادى دارد. ازملزومات آموزش مجازى يك شبكه ارتباطى است كه همه به آن وصل مى شوند. بسيارى ازطريق اينترنت وصل مى شوند. كه البته سرعت آن كم است. امكانات ديگر خود نرم افزار است كه لازم است نرم افزار خوب و با كيفيت و گرافيك مناسبى باشد. كيفيت نرم افزار خيلى تعيين كننده است. چون بحث ارزيابى دانشجويان و مسائل مالى و ادارى و غيره را هم دربرمى گيرد، وگرنه كار آموزش را سى دى هاى موجود در بازار هم انجام مى دهند. آموزش مجازى اگر در جايگاه خودش درست مورداستفاده قرارگيرد بسيار خوب است به شرط اينكه شعر نباشد! ظاهراً پول هاى كلانى به اين امر اختصاص داده شده كه اگر به درستى مصرف شوند خوب است. منتها زمزمه هايى حاكى از آن است كه چون ظاهراً دانشگاه ها نتوانسته اند آموزش را پوشش دهند و به عبارتى چون نتوانسته ايم آموزش كلاسيك را توسعه دهيم به اين آموزش روى آورده ايم درحالى كه هركدام جاى خودشان را دارند.
افزايش استفاده از رايانه در آموزش به يك نياز تبديل شده است.
ما براى عقب نماندن از قافله جامعه جهانى كه به سرعت نقش رايانه ها را در مشاغل گسترش مى دهد به سيستم آموزش مناسب اين عصر نيازمنديم، منتها در صورتى كه به مشكلات ساختارى آموزش نپردازيم، تنها از رايانه ها دكورى خواهيم ساخت بى اينكه به نتايج موردنظر دست پيداكنيم
برگرفته شده از روزنامه ايران
مرضيه ابراهيمى كارشناس فناورى اطلاعات مى گويد: «اگرچه در عصر تكنولوژى وا طلاعات سرعت توليد دانش تصاعدى است ولى به خاطر عمق داشتن و ريشه دار بودن علوم اين سرعت نبايد خطى و شتاب زده باشد. ما به آموزش شتابان نيازمنديم نه آموزش شتاب زده! و اگر راهى كه طى مى كنيم اشتباه باشد فناورى بر سرعت ما در راه اشتباه مى افزايد.»
وى درباره چالش هاى سيستم آموزشى عصر حاضر كه ايران را واداشت به ورود فناورى اطلاعات در سيستم آموزشى اقدام كند مى گويد: «پرورش خلاقيت و ايجاد تغيير و سوق دادن يادگيرندگان به سمت ناشناخته ها، ايجاد زمينه بهره مندى مناسب و عدالت در دسترسى به منابع موجود، انتقال و پردازش حجم عظيمى از دانش در عصر اطلاعات، ايجاد زمينه حضور صحيح دانش و فرهنگ ايرانى و زبان فارسى در تكنولوژيهاى نوين آموزشى و محيط اينترنت و البته سابقه چند كشور دنيا در ايجاد مدرسه هوشمند كه البته بر مبناى ده سال پژوهش و تحقيق انجام گرفته بود باعث شد ما هم به ايجاد اين مدارس بينديشيم. در نتيجه با چند بازديد و مطالعه بر روى نمونه هاى مشابه ظرف يكسال طرح پايلوت مدرسه هوشمند در سه مدرسه منتخب كليد زده شد. البته زمانى كه كليد اين طرح را زديم بستر آموزشى و پژوهشى دقيق منطبق با شرايط محيطى و فرهنگى و آموزشى خودمان را نداشتيم. اين كار را با سند محكم تحليل شده با مديريت قدرتمند پروژه و بازده هاى كارى كارشناس شروع نكرديم. به نظر مى رسد طرحهاى پايلوت در اين بعد حداقل بايد داراى يك سيستم آناليز و تحليل و ارزيابى تعريف شده از قبل باشد تا مرتباً پيشرفت پروژه را بسنجد و موانع و مخاطرات آن را از قبل پيش بينى و راه حلهاى پيشنهادى را ارائه كند.»
در مورد سيستمهاى آموزشى نظير آموزش و پرورش ما كه كتاب محور و مبتنى بر نقش بى بديل معلم است، كارشناسان هشدار مى دهند فناورى اطلاعات حتى مى تواند سيستمهاى محافظه كار تعليم و تربيت را تشديد كند. به طورى كه معلمان علاوه بر همان شيوه كتاب محورى دانش آموزان را به سوى انبوه اطلاعات سوق دهند و معلمان از دانش آموزان بخواهند حجم بيشترى از اطلاعات را حفظ كنند. مرضيه ابراهيمى در تعريف مدارس هوشمند مى گويد: «مدرسه هوشمند مدرسه اى است كه با كمك فناوريهاى نوين سيستمهاى آموزشى و ديجيتالى هوشمند درصدد سرعت بخشى به فرآيند ياددهى، يادگيرى و بهبود مديريت به صورت كاملاً نظام يافته باشد تا انسان عصر اطلاعات قادر به پردازش و دسته بندى و استفاده بهينه از منابع فنى دانش روز با توجه به طيف گسترده آن براى كشف استعداد خود و بروز خلاقيتها باشد. در طراحى يك مدرسه هوشمند بايد به چهار فاكتور تأثيرگذار توجه كرد: عوامل محيطى(فضا و طراحى مناسب مدرسه، كلاسها و...)، عوامل اجرايى و يادگيرندگان (آموزش قبل از شروع به جهت توجيه مديران، معلمان و دانش آموزان) ۳- عامل سخت افزارى و شبكه طراحى مهندسى وسايل ارتباطى شبكه و سخت افزارى ۴- عامل مهم نرم افزار و ديجيتال. فضاى فيزيكى يك مدرسه هوشمند بايد به يك زير ساخت ارتباطى قوى مجهز باشد تا بتواند به شكل مستمر نسبت به وضعيت هاى متغير محيط عكس العمل نشان داده و خود را با آنها وفق دهد.
همچنين به همه اين اجازه را بدهد كه از منابع موجود به صورت مؤثرترى استفاده كند و امنيت و آرامش آنها را افزايش دهد. ساختمان مدرسه هوشمند دربردارنده محيطى پويا و مقرون به صرفه است كه چهارعنصر اصلى سيستم ها، ساختار، سرويس ها و مديريت در آنها يكپارچه شده و بينشان رابطه وجوددارد
برگرفته شده از سايت همشهری محله ۶/۲/۱۳۸۵
مدرسه هوشمند مدرسه اي است كه كنترل و مديريت آن مبتني بر فن آوري رايانه اي و شبكه اي انجام مي شود و محتواي اكثر دروس آن الكترونيكي و سيستم ارزشيابي و نظارت آن هم هوشمند است.
در مدارس هوشمند، كامپيوتر جايگزين تخته سياه و سي.دي جاي دفتر مشق را مي گيرد. دانش آموزان مي توانند از طريق اينترنت اطلاعات بسياري درباره هر موضوع كه بخواهند به دست آورند. در اين سيستم، معلم و شاگرد هر دو توليد محتواي الكترونيكي و درس را بصورت سي.دي ارائه مي كنند.
در مدارس هوشمند آموزش منحصر به معلم نيست، بلكه ياددهي و يادگيري كاملاً تعاملي است و دانش آموزان نقش اساسي در آموختن مباحث علمي دارند.
در مدارس هوشمند، دبيران با استفاده از محتواي درسي الكترونيكي موجب تفهيم بهتر مطالب درسي و صرفه جويي در وقت مي شوند و دانش آموزان هم اين فرصت را دارند كه توانايي و قابليت هاي خود را آشكار و به توليد محتوا بپردازند.
در اين گونه مدارس، كسب موفقيت دست يافتني است و ميزان آن به تلاش و پيگيري دانش آموزان و هدايت صحيح و جهت دار بستگي دارد. در اين روش روح پژوهش و جست و جوگري قطعاً جايگزين روحيه بي هدف دانش آموزان خواهد شد.
در اين سيستم، ركن اصلي براي هرگونه تغيير، تغيير در فكر است و ابزار و امكانات تنها وسيله اي براي جامه عمل پوشاندن به افكار هستند.
| |
|
مدارس هوشمند ضرورتي انكارناپذير كارشناس ارشد آموزش و پرورش كردستان
|
قسمت آخر
(برگرفته از سايت مجله آتيه ۲۶/۷/۸۴
مدارس وآموزش مهارتهاي زندگي
گزارش : ناهيد حسيني )
مدارس هوشمند و دانش آموز محوري
آنچه بيش از همه، در سرلوحه تاريخچه كوتاه مدارس پيشرو و هوشمند در كشور مي درخشد، شاخص دانش آموز محوري است.
سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصيلي 84-83، اقدام به راه اندازي آزمايشي مدارس هوشمند در چهار دبيرستان منتخب مناطق تهران كرد. روش تدريس در اين مدارس، دانش آموز محوري است.
دكتر شيخاوندي، نايب رئيس انجمن جامعه شناسي آموزش و پرورش با اشاره به اصول حاكم بر روش تدريس در مدارس هوشمند مي گويد: فراهم كردن تركيبي از روش هاي يادگيري براي اطمينان از رشد همه جانبه استعدادها و قابليت هاي دانش آموز، دانش آموز محوري، فراهم كردن انواع روش هاي آموزشي براي ارتقاي يادگيري و هدايت كلاس با روش هاس مختلف ياددهي - يادگيري، از جمله اصول حاكم بر روش تدريس در اين مدارس است.
براساس اهداف مورد نظر سازمان آموزش و پرورش شهر تهران از راه اندازي آزمايشي مدارس هوشمند، در اين مدارس، نقش دانش آموز بسيار هوشمند مهم است به صورتي كه در تعيين اهداف آموزشي، دانش آموز با راهنمايي معلم خود اهداف را شكل مي دهد، در تعيين وظايف آموزشي به پيشنهاد معلم، وظايف توسط دانش آموز تعيين مي شود و در انتخاب منابع، دانش آموز، منابع را خود در نظر مي گيرد و از معلم در مورد آنها نظر مي خواهد.
دكتر شيخاوندي، نقش معلمان را در مدارس هوشمند در جايگاه هدايتگر منكر نمي شود. وي مي گويد: در مدارس هوشمند، به رغم كاركردهاي خاصي كه براي دستيابي به اهداف آموزشي تعريف شده است، در اختيار قرار دادن منابع و تشويق دانش آموزان و امر هدايت آموزش در مدرسه، همچنان برعهده معلمان است و دانش آموز، يادگيري را خواهد آموخت. ازاين رو، مهارت ها و آموزش دقيق و كارآمد معلمان عاملي مهم و نيازي اساسي در مدرسه هوشمند است.
در مقابل نقش هدايتگر معلمان در مدارس هوشمند، والدين دانش آموزان نيز نقش اساسي در دست يابي به اهداف مدرسه و رشد متوازن و كلي دانش آموزان ايفا مي كنند. افزايش مشاركت والدين در فرايندهاي آموزشي اين مدرسه، از اولويت هاي مهم است. والدين مي توانند به عنوان منابع آموزشي تلقي شوند.
آموزش و پرورش نيز موظف است محتواي متناسب با اهداف و سياست هاي آموزشي كل كشور را تهيه كند. ايجاد استانداردهاي لازم در اين زمينه از اصولي ترين راهبردها است تا با ارايه اين استانداردها بتوان محتواهاي توليد شده در بخش خصوصي و دولتي را محك زد و از آن در مدرسه هوشمند استفاده كرد.
بخش سوم
كاركردهاي عمده مدارس هوشمند
تا كيد بر مهارت هاي فكر كردن، تدريس ارزش ها، فراهم كردن محيط ياددهي و يادگيري تعاملي، فراهم كردن انواع شيوه هاي آموزشي براي استعدادهاي مختلف، آگاهي دادن به اولياء در مورد آنچه در مدرسه واقع شده است و فراهم كردن فرصت هاي همكاري افراد جامعه با مدرسه، از جمله راهبردها و خط مشي هاي مدارس هوشمند به شمار مي رود.
در مدارس هوشمند، نقش مدير، معلم، دانش آموز و والدين تغيير خواهد كرد و با توانايي ها و دانش خود، نقش مو‡ثري در مدرسه خواهند داشت.
دكتر فربد، جامعه شناس معتقد است: ارتقاي مهارت ها، توانايي ها و قابليت هاي فردي دانش آموزان از طريق تحكم و فرمانبرداري امكان پذير نيست، بلكه تنها از طريق ارتباط تعاملي است كه مهارت ها تقويت مي شود.
روي ديگر ارتباطات تعاملي ميان معلمان و دانش آموزان در محتوا و برنامه كتب درسي نمايان مي شود. در مدارس هوشمند، تمام دانش آموزان، مفاهيم آموزش را درك مي كنند تا مقصود از آموزش خود را بدانند. از وظايف و مسئوليت هاي خود در جامعه آگاه مي شوند. برنامه درسي در دانش آموزان، مهارت و نگرش نقادانه و خلاقيت مثبت ايجاد مي كند. به دانش آموزان كمك مي شود كه روابط بين موضوعات مختلف را درك كنند.
اين جامعه شناس ضمن تا كيد بر اينكه محتواي كتب درسي بايد براساس نيازها، اطلاعات و مهارت هاي جامعه طبقه بندي شود، مي گويد: برنامه هاي درسي موجود بايد بازنگري و به روز شوند، به دانش آموزان نيز اجازه داده شود تا از برنامه درسي خود، فراتر گام بردارند. براي دستيابي به اين اهداف بايد پژوهش شود و سپس براساس يافته هاي پژوهش، دست به تغيير زد.
مدارس وآموزش مهارتهاي زندگي
گزارش : ناهيد حسيني
دكتر داور شيخاوندي، جامعه شناس و نايب رئيس انجمن جامعه شناسي آموزش و پرورش، درباره مدارس هوشمند و پيشرو مي گويد: مدارس پيشرو و هوشمند، پديده اي نيست كه ناگهان به وجود آمده باشد. شكل گيري چنين مدارسي از يك سو، نتيجه توسعه يافتگي است و از سوي ديگر نيز يكي از ابزارهاي مؤ ثر در فرآيند توسعه است، چرا كه در اين مدارس، دانش آموزان براي ايفاي نقش هاي مورد انتظار در فرآيند توسعه، آماده مي شوند. اين مدارس همگام با تحولات اجتماعي، به ايجاد تغيير در ساختار و نحوه رهبري خود مبادرت مي كنند.
وي معتقد است: مدرسه مطلوب، مدرسه اي است كه افرادي تربيت كند كه هم سنت درست و اصولي جامعه خود را فراگرفته و باور دارند و هم از قابليت درك تحولات اجتماعي در سطح جهان برخوردارند.
با اين حال براساس تعريفي كه از مدارس هوشمند موجود است، اين مدارس جهت ايجاد محيط ياددهي، يادگيري و بهبود نظام مديريتي مدرسه و تربيت دانش آموزان پژوهنده طراحي شده است.
در سيستم مدارس هوشمند، آموزش منحصر به معلم نيست، بلكه محيط ياددهي و يادگيري، كاملاً تعاملي است و دانش آموزان نقش اساسي در آموختن مباحث علمي دارند. در اين مدارس، استفاده از ابزارهاي الكترونيكي، موجب تفهيم بهتر مطالب درسي و صرفه جويي در وقت مي شوند و دانش آموزان اين فرصت را دارند كه توانايي ها و قابليت هاي خود را آشكار كنند و به توليد محتوا بپردازند.
دكتر محمدصادق فربد، جامعه شناس نيز در اين باره مي گويد: اگرچه طرح ايجاد و گسترش مدارس هوشمند و پيشرو در جامعه، طرحي مدرن است ولي نتيجه بخشي اين قبيل طرح هاي مدرن، روش اجرايي و مديريتي مدرن مي طلبد، در غير اين صورت، نوعي سرخوردگي مديريتي ايجاد مي شود.
وي با اشاره به اينكه استفاده از روش آزمون و خطا در نظام آموزشي كشور، خطايي بيش نيست، مي گويد: با نگاهي به اهداف عمده نظام آموزش و پرورش، به روشني درك مي شود كه رشد همه جانبه دانش آموزان و ارتقاي توانايي ها و قابليت هاي فردي آنها از طريق بحث هاي نظري و ارتباطات يك طرفه، محقق نمي شود، بلكه بايد زمينه اي فراهم شود تا دانش آموزان بتوانند به راحتي مهارت هاي نظري را كه فراگرفته اند، در محيط اطراف خود به كار بگيرند.
برنامه ريزي براي عملياتي كردن مهارت هاي نظري كه به دانش آموزان در طول دوران تحصيل ياد داده مي شود، راه به سوي كاركردهاي عمده مدارس هوشمند مي برد. آنجا كه تمام دانش آموزان مي توانند موفقيت را تجربه كنند.
(مقاله در چند قسمت ارائه می شود )
مدارس وآموزش مهارتهاي زندگي
گزارش : ناهيد حسيني
از زماني كه براي اولين بار، ايده راه اندازي مدارس هوشمند در ذهن اصلاحگران نظام آموزش و پرورش خطور كرد و كامپيوتر، جايگزين تخته سياه شد وCD جاي دفتر مشق نشست، تلاش شد آموزش، جنبه انساني تري پيدا كند، نيازهاي متنوع دانش آموزان در نظر گرفته شود، آموزش در جهت پاسخگويي به اين نيازها بنا شود و دانش آموز در آموزش، مشاركت داشته باشد.
امروزه، ديگر از مكتب خانه خبري نيست. دانش آموزان نيمكت نشين شده اند و اگر چه در بسياري مدارس، هنوز معلم گوينده و شاگرد شنونده است ولي با ايده راه اندازي مدارس هوشمند و پيشرو، قرار بر اين است كه ضمن آموزش علوم تجربي مفاهيم رياضي، زبان و علوم اجتماعي، كوشش جهت داري نيز براي ارتقاي مهارت هاي زندگي دانش آموزان به عمل آيد و به طور كلي مهارت هاي لازم براي داشتن يك زندگي موفقيت آميز، با در نظر گرفتن تحولات اجتماعي، به دانش آموزان آموخته شود.
مدرسه پيشرو، براساس اين تعابير، مدرسه اي است كه قادر است كاركرد خود را با توجه به نيازهاي روز جامعه و كودكان تغيير دهد و ارزيابي كند. در اين مدرسه، دانش آموز شريك معلم در آموزش و پرورش حرفه اي اوست. ويژگي و شاخصه مهم اين مدارس، توجه به تمام ابعاد وجودي و شخصيتي دانش آموز در مدرسه و وظيفه مدارس پيشرو و هوشمند آن است كه مهارت هاي زندگي را به دانش آموز بياموزد و فرصت تمرين آنها را نيز در كلاس و مدرسه به وجود آورد.
مدرسه هوشمند، نتيجه توسعه يافتگي
اصلاحگران نظام معمول آموزش و پرورش مدعي هستند در مدارس پيشرو و هوشمند، مسائلي از قبيل افت تحصيلي، ترك تحصيل، گريز و بيزاري از مدرسه در بين دانش آموزان كمتر به چشم مي آيد. زيرا حضور در مدرسه براي دانش آموزان شوق انگيز است و در آن با حوصله به عمق مطلب آموزشي پي مي برند، آن را مي فهمند، تجربه و با زندگي خود مرتبط مي كنند. به علاوه مهارت هايي را كه در زندگي به آنها نياز دارند، ياد مي گيرند. از اين رو با ذوق و شوق به مدرسه مي آيند و با اكراه، مدرسه را ترك مي كنند.